|
به نام خدا
با سلام خدمت همه دوستان گلم
اميدوارم روزهاي خوبي را بگذرونيد . مدتيه سال تحصيلي هم كه شروع شده و ديگه كم كم بايد به فكر درسا باشيم البته من هنوز تو كشو قوس انتخاب واحدم . جا داره به دانشجوهاي ترم اولي هم تبريك بگم و ارزو ميكنم روزهاي پر از موفقيت پيش رو داشته باشيد.
ضمن اينكه بابت دير اپ كردنم عذر خواهي مي كنم بايد عرض كنم كه بابا نميشه .. به خدا دست تنها نميشه... من هرچي مطلب خوب پيدا ميكنم كه ارزش داشته باشه شما وقتتون را براي مطالعش بذاريد تا ميام باقي مطالبو جمع و جور كنم مطلب قبليه بيات شده رفته پي كارش ... حالا خودتون مي بينيد تو اين شماره كه من 2 ماه دارم مطالبشو جمع ميكنم ... جديدا اين بلاگفا كلي هم اذيت ميكنه ...
باز قبلا كمكم ميكرديد ولي مثكه الان شما هم خيلي سرتون شلوغه ............ خلاصه كه ببخشيد.
مي ترسم ديگه فرصت نكنم مجله را منتشر كنم .
پس كمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــك لطفا!
چهاردهمين شماره مجله الكترونيكي كاشانه مهتاب را تقديم ميكنم . اميدورام خوشتون بياد. البته بايد ببخشيد چون من خيلي وقته دارم مطلب جمع ميكنم بعضي مطالب يه كوچولو بيات شده ولي حيفم اومد كه براتون نذارم و حذفشون كنم.
تعداد عكسها زياده اگه باز نشد راست كليك كنيد و show picture را بزنيد.
براي ديدن مطالب هر صفحه روي عنوان هر صفحه كليك كنيد.
عناوین هر صفحه زیرش نوشته شده ولی پیشنهاد میکنم زیاد به عناوین نگاه نکنید و مطالب را حتما بخونید. اگر فرصت ندارید صفحات را سیو کنید بعدا بخونید .
صفحه قدم های مانده تا بهشت شامل:
تحقیقات ناسا معجزه شقالقمر را تأیید میكند
یک لحظه طاعت خدا از همه دنیا ارزشمندتر است
پیروان ادیان مختلف چگونه روزه میگیرند؟
زنان محجبه هلندي ماليات حجاب مي پردازند
چت با خودم
خواندن نماز صبح از سرطان جلوگیری میکند
آیا حجاب مختص اسلام است؟
صفحه رویای 7 رنگ شامل:
مصاحبه با سیاوش خیرابی
مصاحبه با شاهرخ استخري
استقبال کم نظیر فرانسوی ها از "درباره الی"
رونمایی تمبر «مسعود کیمیایی» در شیراز
جستجوی نام هنرپیشه های مشهور در اینترنت خطرناک است
گفتگو با نفيسه روشن/ بيشترين مكاني كه ميروم جمكران است
رونالدو به پروژه لطیفی میپیوندد
تجربه بزرگ در نقشی بزرگ/ گفتگو با برزو ارجمند
وعده احمدینژاد برای حل مشكل "گلزار"
مراسم ازدواج سوسانو
جومونگ این بار با سوسانو به ایران می اید
عکسهای اجرای گروه آریان در حضور جومونگ
صفحه رنگین کمون شامل:
ضیافت افطاری در حرم امام رضا(ع)
چرا دل شکستگی واقعا درد دارد؟
داستان بهشت و جهنم تصاوير جالب / عكسهاي خنده دار/
تصاوير سه بعدي/ اپارتمان قورباغه ای/ بدون شرح!
فرش بافته شده از تار عنكبوت / عكس
خطوط نامرئی دوستداشتن
مسابقات پرواز با بادبادکهای دست ساز در مارسی فرانسه
دانستني/ آیا مورچهها از انسان عاقلترند؟!
عجیب ترین ها از دنیای پزشکی + عکس
معرفی 4 انسان دارنده ابرحافظه درجهان
روستايي عجيب در تركيه (+عكس)
نقاشی یک کودک سرطانی
پديده هاي شگفت انگيز طبيعت
پس از شلوارهای چینی ؛ توزیع انبوه کفش های موهن در کشور
شناي دختر ۱۸ ماهه!!
انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد
صفحه ایران زمین شامل:
سالروز شاه شدن داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني
دایی در نظرسنجی AFC چهارم است
درس فارسی!!!
از هولوکاست ایران چه میدانیم ؟ انگلیس مسبب مرگ 10 میلیون ایرانی
شيخ بهايي مبتكر جدول رياضي سودوكو
در اخر ۲ تا داستان کوتاه گذاشتم برای دوستانی که به هر دلیلی فرصت خواندن صفحات را ندارن تا دست خالی نرن بیرون
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند. مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد. این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.
////////////////////////
شرط عشق
دخــتر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود. همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."
اميدوارم از مطالب اين شماره لذت برده باشيد.
منتظر كمك و انتقادات و پيشنهادات شما هستم.
التماس دعا |